درد پنهان

 

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!

سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387

 

 
روزی از روزها پدری از یک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستایی برد تا او دریابد مردم تنگدست چگونه زندگی می‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ی خانواده‌ای بسیار فقیر سر کردند و سپس به سوی شهر بازگشتند. در نیمه‌های راه پدر از فرزند پرسید: خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟
- خیلی خوب بود پدر.
- پسرم آیا دیدی مردم فقیر چگونه زندگی می‌کنند؟
- بله پدر، دیدم...
- بگو ببینم از این سفر چه آموختی؟
- من دیدم که:
ما در خانه ی خود یک سگ داریم و آنان چهار سگ داشتند.. ما استخری داریم که تا نیمه‌های باغمان طول دارد و آنان برکه‌ای دارند که پایانی ندارد، ما فانوسهای باغمان را از خارج وارد کرده‌ایم، اما فانوسهای آنان ستارگان آسمانند. ایوان ما تا حیاط جلوی خانه‌مان ادامه دارد، اما ایوان آنان تا افق گسترده است......
ما قطعه زمین کوچکی داریم که در آن زندگی می‌کنیم، اما آنها کشتزارهایی دارند که انتهای آنان دیده نمی‌شود. ما پیشخدمتهایی داریم که به ما خدمت می‌کنند، اما آنها خود به دیگران خدمت می‌کنند. ما غذای مصرفی‌مان را خریداری می‌کنیم، اما آنها غذایشان را خود تولید می‌کنند. ما در اطراف ملک خود دیوارهایی داریم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستانی دارند تا آنها را محافظت کنند.
آن پسر همچنان سخن می‌گفت و پدر سکوت کرده بود و سخنی برای گفتن نداشت. پسر سپس افزود:

متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!

 

1 نظر

 

دوستت دارم

سه شنبه 14 خرداد ماه سال 1387

 

 

تو را از بس زلالی دوست دارم

 

تو را از بی مثالی دوست دارم

 

اگر چه شاخه ای گل هم ندارم

 

تو را با دست خالی دوست دارم

 

 

5 نظر

 

یادم باشد ...

چهارشنبه 8 خرداد ماه سال 1387

 

 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

 
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد


خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

 

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب


دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم


یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم

 
و برای سیاهی ها نور بپاشم

 

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست


یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند

 

 

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود


یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم


یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم

 

یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود

 
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود


یادم باشد قلب کسی را نشکنم


یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد


یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم


یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد

 
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست


یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند


یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

 

بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم


 

 

3 نظر

 

سکوت

دوشنبه 6 خرداد ماه سال 1387

 

 

1 نظر

 
 


 

Designed By ParsTheme